آژانس املاك
شايد تا حالا خيلي از سردفتران عزيز با آقايان آژانس املاك سرو كار داشته بوديد هميشه پدر بزرگ خدا بيامورزم ميگفت از بنگاهي بترس آشغال تر از بنگاهي خودشه (خوب اين شامل همه نميشه ) بنگاهيسر پدرش هم كلاه ميزاره خوب اين هميشه توي ذهنم بود در مورد اين نوشته آنقدر اعصابم خورده كه از كلماتي استفاده ميكنم كه شايسته نيست ولي جلوي دهنم رو نميتونم بگيرم و پيشاپيش عذر خواهي ميكنم امروز در دفتر نشسته بودم و مردي حدود 60 سال برافروخته وارد دفتر شد و گفت سردفتر كارمندان من رو نشون دادند و اومد پيش من چهره پريشوني داشت و گفت ميخواهم وكالتي را تفويض كنم ميشه گفتم چرا بايد نشه يه استعلام تلفني ميكنيم و بعد تفويض را ميزنم گفت من ميخواهم ملك هم بفرستم ولي بايد تعرفه بگيري ! آها قبلش بگم كه گفتم چرا انقدر ناراحت به نظر ميرسي گفت چون همكاراتون اذيت ميكنند . گفتم ملك به دلايلي ارزش نوشتن با تعرفه فعلي رو نداره اگر آدم سندش رو ننويسه بهتر از نوشتنشه شروع كرد داد سخن دادن نه بايد بنويسي و بايد رسيد بدي من همينجوري ساكت گوش دادم ولي از درون داشتم سكته ميكردم گفتم تو مثل اينكه توضيح من رو نفهميدي و منطقي را كه برايت توضيح دادم متوجه نشدي گفت نه من ميدونم باشما سه چهار تا دفتر چيكار كنم من مجبورتون ميكنم !!! تو رو خدا ببينين كار سردفترا به كجار سيده كه يك بنگاهي هيچي ندار كه چهار كلاس هم نداره چه جوري ميايد و آدم و تهديد ميكنه بر پدر رئيس سازمان ثبت و اين وضعيت مملكت لعنت كه آدم رو مجبور ميكنه اين حرفا رو بشنوه واقعا كسيكه به اين صنف نريده بود كلاغ كون دريده بود كه اونم كارش هر روز داره ميكنه !!!!!!!
رسیدن بخیر …
سردفتر
مه 11, 2011 در 12:09 ق.ظ.