بایگانیِ نوامبر 2009
دستگاه كارتخوان يا اعجازي ديگر محصول مشترك ثبت و كانون
آخر ماه توي دفتر بلبشواي كه آدم نميدونه چكار كنه مخصوصا وقتي يك تعدادي آدم هم توي دفتر باشن و مسئول نصبت دستگاه بياد بخواد دستگاه رو نصب كنه و براي آدم توضيح بده كه چكار بايد بكنه شهر شامي ميشه كه ديدن داره ! خوب اين دستگاهه بدي نيست ولي يكم عجيب هم هست وقتي ميخواي براي سند تعهد يا گواهي امضاء ازش استفاده كني بدون شك بايد يه متعامل با شماره ملي 9 رفمي هم براش گير بياري ! واي دددم واي ! يعني اين سيستنم آنقدر ابتدايي كه زماني كه شما نوع سند را انتخاب ميكني و مثلا ميزني گواهي امضاء ستون متعامل را حذف نميكند ! و بايد يه اسمي بتراشي بزني تنگ طرف ! حالا فعلا در همين حد كشف كردم باشه تابعد !
ترشي تره
اشتباه نشه راجع به غذا نميخواهم بنويسم پدر همسرم هميشه يه شعري زير لب تكرار ميكنه كه با مضموني ديگر كار هر روز صبح بنده شده آخه عموما كه بيكارم و لي از ساعت 8.5 كه ميام سر كار اين بيكاري تا ساعت 10 يا 10.5 بقول آقا شكور خيلي غريب ! خوب اون ميخونه “در رشت سه چيز بود نور الهي – ترشي تره و باقالي قاتوق و اشپل ماهي ” حلا هر روز كه ميام دفتر حكايت كار ما شده ” در دفتر من سه چيز بود نور الهي – سايت سازمان ثبت و ثبت تهران و روزنامه رسمي ” و يكم وبلاگها و اي ميل ها غرض از اين گفتار اين بود با توجه به اينكه تو اين مملكت صبح كه از خواب بيدار ميشي و خياباني كه 10 سال هستش از اون ميري سركارت ميبيني به جهت برعكس يك طرفه شده و هيچ كس هم ككش نميگزه به اين سايتها هر روز يه سري بزنين شايد كه مطلبي باشد كه لازم باشه همون روز خبر دار شين.
حق التحرير سند قطعي مشتمل برهن
خوب بايد بگم كه وقتي بيكاري وبيپولي سراغ آدم مياد بفكر اين مي افته كه چي كار كنه وقتي يه موسسه اي كه برايش سند مينويسي و 1500 متر زمين به قيمت 000/000/000/26 ريال معامله ميكنه و تحرير شما 000/700 ريال ميشه و ايشون هم رسيد ميخواد ” خوب اونم اداره مالي داره و غيره ها” فشاري از بعضي نواحي خاص به آدم وارد ميشود كه سرخي بعضي جاهاي آدم بصورتش ميرسد بگذريم ولي سند قطعي مشتمل برهن است خوب ميدونيم كه تكليف حق الثبتش روشن طبق وحدت رويه چون اصل سند انتقال ملك است و حق الثبت انتقال ملك در هر صورت بر مبناي مبلغ منطقه بندي است بايد بر اين مبنا وصول شود خوب مرحوم رئيس سازمان قبلي هم لطف كرد تبصره اي به ماده چند قانون دفاتر اسناد رسمي اضافه كرد كه تحرير اسناد برا اساس مبلغ سند است بجز قطعي غير منقول كه بر اساس مبلغ منطقه بندي ملك است خوب بماند كه باعث بدبختي كانون و ماها شد. ولي صحبت سر اين است كه آيا اين مصداق قطعي مشتمل برهن هم در دريافت تحرير ميشود يا خير ؟ من چون فكر ميكنم هر كاري كه يك نفر انجام ميده مستوجب اجرت المثل و بايد برابر با عمل اون باشد نبايد تحرير اين سند رو بر اساس تبصره مذكور و به استناد از راي وحت رويه از روي مبلغ منطقه بندي محاسبه كرد زير در اين ميان عقد رهني هم صورت گرفته است و مورد معامله در مقابل مبلغ مذكور در رهن قرار ميگيرد اگر دولت تمايل به عدم اخذ حق الثبت به مبلغ رهني ندارد ( طبق راي وحت رويه ) ولي حق التحرير چرا نبايد به ميزان مبلغ مورد رهن دريافت نمود؟ بنظر من در مواردي استثناء بر اصل است ( تبصره معروف ) نبايد تفسير موسع نمود و به كليه سند هايي مثل قطعي مشتمل برهن و يا اجاره بشرط تمليك تعميم داد! اگر نظري باشد و عنوان شود باعث خوشحالي است!!
شاهد – معتمد و مورد جالب
خوب در نوشته هاي همكاران مطالبي ديدم راجع به شاهد و معتمد كه ناچار شدم مطالبي راجع به اين دو مبحث بنويسم شايد كه قابل استفاده باشد طبق ماده 50 قانون ثبت اگر سردفتر قادر به احراز هويت نباشد 2 نفر شاهد از اشخاص (معروف ومعتمد) حضورا بايد هويت آنان را تصديق نمايد . خوب اينجا معروف و معتمد چه كساني هستند ؟ اين مطلب بستگي بخود سردفتر دارد معروف و معتمد بايد براي سردفتر باشند خوب هر كس راهي را براي خود انتخاب ميكند ديدم در نوشته اي ديدم دوستي گفته بود كه فرزند شخص نميتواند شاهد باشد ولي با استناد به ماده 59 قانون ثبت چنين چيزي استنباط نميشود اگر فرزند شخصي براي سردفتر معروف و معتمد باشد بنظر دليلي براي عدم شهادت فرزند نميرسد من خودم معروف و معتمد را كارمند دولت يا بازنشسته دولت و يا كاسب با جواز كسب معتبر ميدانم چون در كلان شهري مثل تهران ديگر آدم افراد زيادي را نميشناسد و يكي از موارد اينكه شاهد آدم ميگيره براي اينكه اگر پس فردا يك احزاريه آمد دم دفتر و رفتي ديدي شكايت و پرونده جعلي براي شما مفتوح شده بتواني از روي فيش حقوق يا جواز كسب شاهدت را پيدا كني و متني كه من براي شاهد استفاده ميكنم اين متن است ” اينجانب (مشخصات كامل سجلي بهمراه آدرس و شماره تلفن ) آقا/خانم (معامل يا متعامل) را كاملا ميشانسم و هويت ايشان را به دفترخانه معرفي و مسئول صحت هويت ايشان هستم. امضاء” امان از دست ماده 64و 67 قانون ثبت در خدمت عزيز بزرگوار با سابقه اي بودم در دفترش صحبت ميكرديم از اين ور و اونور گفت فلاني ميدوني بازرسان رفتن دفتر فلاني و براي بيسوادي يك معتمد گرفته بوده و بهش گفتن كه بايد دو تا شاهد هم بگيري! خيلي با تعجب گفتم يك عمره كه پدر بزرگ و پدر و خودم اگر فردي بيسواد بوده فقط به يك معتمد بسنده كرديم حالا چي شده باز اختراع جديد بوجود آمده است ايشان اشاره كردن به ماده 64 ولي با دقيق خواندن ماده متوجه ميشويم كه زماني نابينا يا گنگي سواد نداشته باشد علاوه بر معتمد به دو شاهد نياز است ولي ماده 67 كاملا مشخص ميكند كه اگر براي احراز هويت مشكلي وجود نداشت براي فرد بيسوادي كه نه گنگ باشد و نه نابينا يك معتمد كفايت ميكند حال تعريف اين معتمد با معتمد ماده 50 كاملا متفاوت است اين معتمد فقط بايد براي شخص معامل يا متعامل يا هر دونفر آنها معتمد و مورد وثوق باشد نه سردفتر متني كه من براي معتمد استفاده ميكنم ” چون آقا/خانم (معامل يا متعامل) سواد نداشت اينجانب (مشخصات كامل بهمراه آدرس و شماره تلفن ) ثبت بالا/مقابل را كه با اصل سند برابر است براي ايشان خواندم راضي بود و اثر انگشت ايشان راگواهي دارم . امضاء” نكته جالب اين است كه معتمد ميتواند براي معامل و متعامل يك شخص باشد ولي در شاهد طبق ماده 51 ق ث شدني نيست . مطلب جالبي كه راجع به ماده 50 قانون ثبت وجود دارد اين است كه يكي از نوادر دلايلي كه سردفتر ميخواهد از نوشتن سندي به هر دليلي شانه خالي كند ماده 52 قانون ثبت است كه دليل و برهان هم نياز ندارد!!مطلب ديگر شاهد معتمد است كه فرد هم معتمد است و هم شاهد در آن واحد!جالبه نه ؟
ديدگاه سردفتران
از ديد بنده سردفتران 2 دسته اند : 1- آنهايي كه براي درآمد هنگفت به اين شغل روي آوردند 2- آنهايي كه اجبارا به اين شغل مشغول شدند خارج از اين دو دسته منو بكشي هم قبول نميكنم !اگر نظري بود بگين تا جواب بدم.
خروس جنگي
من اصولا به فيلم و سريال اعتياد خاصي دارم خوب وقت خالي با اين بيكاري عظمي زياد هست از زمان بچگي هم همين طور بوده و خواهد بود ( خوب مادربزرگم ميگه عادتي كه با ماما بياد با مرده شور ميره) بگذريم خوب سريالهايي مانند (گري آناتومي – هيرو – لاست – پيريزن بريك -فرندز و امثالهم ) را ديده و دنبال ميكنم راستي لاست هم قراره سيزن جديد از اوايل نوامبر بياد! اصولا بر عكس خانواده همسرم كه به فيلم هايي كه بسيار عالي هستند و 10 الي 12 جايزه مختلف گرفتن و آنقدر خوب هستند كه از درك وفهم من خارج و حاضر به نگاه كردنش نيستم خوب اين هم از تفاهم بالاست ولي بر عكس فيلم هاي كمدي كه مغر آدم رو كار نميگيره و لحظات نسبتا شادي رو فراهم ميكنه تا آدم فكرش از دفتر و كار و كارمند خلاص بشه رو دوست دارم و فيلمي كه ديدم خروس جنگي بود كه بعد از سالها پس از فيلم مارمولك كمي آدم را ميخنداند و بفكر فرو ميبرد بد نيست پيشنهاد ميكنم علاوه بر سريالهاي فارسي وان اين فيلم هم ببينين.!
پيشنهادات بيشرمانه اما جذاب و چرب
تا زماني كه در دفتر ابوي دفتريار بودم و ايشان بازنشسته شدند از اين پيشنهادات چرب نديده بودم ولي به لطف قرار گرفتن يك عدد يك قبل از سه شماره بعدي دفترم كه الان داراي شماره 4 رقمي است پيشنهاداتي در شهر به بنده ميشود كه جالب است سند با تحرير بيست ميليون تومان خوبه نه؟ چيز خلافي هم نيست طرف مرده انحصار وراثت داره براي فرار از ماليات بر ارث ميگن اين مستغلات را بنام وراث كما فرض اله كن كه هيچ كس هم نتونه فردا اعتراض كنه چون وراث مشخصن خودشون ميآين امضاء ميكنن و معادل سهمشان ميگيرن! بد نيست نه ؟واي به روزي كه طرف يه زن وفرزند ديگري از عالم غيب پيدا كند چي ميشه!!؟؟
مشتري آخر وقت با نمك
خوب شايد يكي از تفريحات اين شغل را بشه سروكار آدم با مشتري هاي جالب دونست از آنجا كه اين روزها همه افراد به لطف و قوه الهي و فن آوري هسته اي از معلوماتي فوق العاده بالا بهره مندن و همكاران عزيز نيز با دادن اطلاعاتي فريبنده براي جذب مشتري بيشتر به بار علمي مشتريان عزيز ميپردازند لذا خدا به همه سردفتران عزيز رحم كند ! بگذريم يكي ديگه از مواري كه جالب است اين است در دفتر كه ميشيني عموما بي كار تا سروكله يك مشتري براي يك سند نون و آب دار پيدا ميشود و نياز داري كه با زباني سراسر از كلسترول با ايشان به گفتمان بپردازي و ايشان را براي طبخ آماده كني سروكله دو سه نفر ديگر همزمان براي تنظيم گواهي امضاء و نوشتن تعد دانشجويي بالاسر ميزت ايستاده و بدون توجه به اينكه با يكي ديگر داري صحبت ميكني حي ميپرن وسط حرفت اينم برام جالبه كه آمدن هر مشتري به تنهايي به ندرت اتفاق ميافتد! ساعت 2 بود ( من دفترو ساعت 2 ميبندم) خانمي حدود 60 سال وارد دفتر شد متن گف تگو با ايشان : آقا سلام و عليكم – سلام از بندس خانم محترم بفرمائيد-آقا يه وكالت ميخوام كه بتونم حقوق مادرم را بگيرم – خوب اشكالي نداره مادر كجان ايشون بايد بياد – خوب ايشون يكم مريض حاله – چند سالشونه مادر؟- حدود 95 سال- ماشاءاله خوب مريضيشون چيه ؟- والا مرگ مغزي شدن ولي زياد بد نيست پست بانك گفته اگه حقوقشو ميخواي بايد بري يك دفتر وكالت بگيري تا حقوقشو بدن- خانم محترم هر شخص كه ميخواهد وكالت بدهد بايد با پاي خودش سالم بياد تو دفتر و وكالت بده -نه آقا شما بايد دفترو بيارين خونه يك انگشت ازش بگيرين ! شما خودتون تا آخرش بگيرين چه خبره!