بچه كاتب بدون عدل

وقايع اتفاقيه دفاتر اسناد رسمي

بایگانیِ می 2008

ایرانی ها پولدارند

بدون دیدگاه

      خوب این اواخر گلایه مردم در رابطه با اقتصاد بیمار،  گرانی  و کمبود نیاز های اولیه انسانها و قیمت بسیار بالای آنها شنیده میشود خوب نیازهای اولیه را باستثنای مسایل فرهنگی که زیاد قابل بحث هم نیست جدا میکنم و آنها را من مسکن وپوشاک و خوراک میدانم که واقعا برای خود من بسیار حیرت آور گران شده اند ولی از طرفی شما هم شاید دیده باشین در هر محله ای چه پولدار و چه بی پول این روزا ماشینهایی با معدل قیمتی 30 تا 50 میلیون تومان خیلی زیاد شده خوب این برای من تعجب آوره تعدادشونم کم نیست که آدم بگه اینها انگشت شمارند یا کسانی که برای خانه های آنچنانی پولهای گذافی میپردازند . نیاز به تأمل فراوان داره …. بچه کاتب

نوشته شده توسط bachekateb

می 28, 2008 at 7:52 ب.ظ

ارسال شده در تحلیل اخبار جالب

مربای آلبالو

بدون دیدگاه

     خوب امروز این فونت حال میده عزیزان امروز از خواب ناز که بیدار شدم همسر بانو بنده خدا کلی البالورو با خلال دندان بدون هسته کرده بود و گفت باید مربای آلبابو درست کنیم . خوب از آنجایی که اصلا تا حالا این کار و نکرده بودیم تنها کاری که کردیم این بود که بدون اینکه به مقادیر خاصی توجه کنیم آلبالو رو ریختم تو قابلمه و روش شکر ریختم و گذاشتم آب بندازه تا بپزیمش خدا بخیر بگذرونه ….. از دوستانی که این وبلاگ را احیانا بخونن و کامنت نذارن کوفتم نمیدم بهشون چه برسه مربای آلبالو….. حالا یه عکس قبل از تبخش براتون میذارم یه عکسم بعد از تبخش براتون  شاید گذاشتم .

             IMG_2265                                         IMG_2266

نوشته شده توسط bachekateb

می 28, 2008 at 7:40 ب.ظ

ارسال شده در غذا وشکم

حزب الله لبنان

بدون دیدگاه

      خوب عزیزان امروز حال کردم با این فنت یعنی با این رنگ بنویسم اگر خبر داشته باشین آقای میشل سلیمان که یک انسان میانه رو و درست حسابی است که به این ها باج نمیده رئیس جمهور لبنان شد و خبر دیگری که فیدش براتون گذاشتم اولمرت میخواد با سوریه کنار بیاد داره یه اتفاقاتی می افتد که خاور میانه یه ذره ساکت بشه باید یه ذره تأمل کرد یواش یواش داره پشت ما خالی میشه و دلارهای بی زبونی که خرج کردیم به حدر میره .

     خبر دیگه اینکه روسیه خودش کم بود برای گرفتن دریای خزر حالا دیگه میخواد وساطت کنه که سه تا جزیره رو به امارات بده این هم قابل تأمل میگه به تعداد انسانها راه برای رسیدن خدا هست پس امروز تأمل میکنیم تا به یکی از این راه ها برسیم … بچه کاتب

نوشته شده توسط bachekateb

می 26, 2008 at 6:19 ب.ظ

ارسال شده در تحلیل اخبار جالب

فیلم رامبو

بدون دیدگاه

       خوب چندی پیش بالاخره به اسرار آقا خشی ( پسرعمه ….ام) – آقا خشی 14-15 ساله خوراکش دی وی دی و فیلم هست و معرف حضور اکثر دوستان عزیزم هست – این فیلم و دیدم آقا من این آقای راکی رو تازه گیا ندیده بودم باباش با این هورمن مورمونا درومده بیرون تمام اجزای صورتش کج شده بود خلاصه مطلب اینکه داستانش این بود که این آقا یک گروه انسان دوست را که میخواستن برن وجلوی نسل کشی را توی برمه یا هر قبرستون کهنه دیگه بود بگیرند خوب این آقا گفت شما دیوانه این و باباتون در میارندو ترتیبتون میدن و …. گوش نکردن این وسط یه زنی بود که شوهرش هم همراهش بود خلاصه انقدر برای این آقای رامبو اشوه اومد که این بدبخت هم سالها بود که زن واینا ندیده بود خام شد اینارو برد بماند که چه بلاهایی سر این گروه اومد و واقعا ترتیبشونو به معنای اخص کلمه برمه ای ها دادن بماند نکته اینجاست که در فیلم های هالیوود اگر توجه کنین یک کاماندوی امریکایی میتونه از پس یک قشونه غیره بر بیاد همیشه از قدیم هم میگفتن آدم وهندی گیر آورده حکایت هالیوودی هاست همیشه در این مورد بزرگنمایی یا همان آگران ریسمان رو باید انجام بدن خلاصه فیلم مزخرفی بود نبینین بهتره  . ولی از حق هم نگذریم فیلمای هالیوود یه چیزه دیگن …بچه کاتب

نوشته شده توسط bachekateb

می 25, 2008 at 7:43 ب.ظ

ارسال شده در فیلم وسینما

تضمین سردفتری

بدون دیدگاه

       خوب بعد مدتها سلام ببخشید چند وقتی نبودم خوب میدونم کسی حس نکرد برای اینکه کسی فعلا برای نوشته های من تره هم خورد نمیکنه باری دو سه روز پیش رفتم برای تکمیل مدارکم برای سردفتر شدن در این قشون شکست خورده دانشمندان جدید کارت پایان خدمتم الحمد و لله تایید شد و باعث بسی شاف و خوشحالی شد خوب اجازه دادند 500000 ریال معادل 50000 تومان بحساب مبارک آقا امیری اینا پرداخت کنیم و بریم برای تضمین خوب خانم خوشرو که خیلی مهربان است گفت به آقای قصری ( رئیس بازرسی ثبت تهران ) نگی یوقت کدوم دفتر بزنه ناراحت میشه خوب این بدشانسی من وخوش شاسنی دفتر 765 و 144 تهران بود چون من با احمد آقای پیوندی صاحب دفتر 144 رفیق بودم و اونجا از پرداخت 200000ریال یا 20000 تومان معاف میشدم ولی خوب جناب قصری گفت شگون نداره برو 765 خوب آقای مدرس هم خیلی گل بود(سردفتر765) نخواست پول بگیره ولی خوب من دادم دیگه …خجالت کشیدم !!خوب القصه دادم تضمین و نوشت قرار شد با خانم حمیدی سه شنبه بریم 5/10 به بعد امضاء کنیم که بریم برای الاغ ببخشید ابلاغ معلوم هم نیست که کدوم درست باشه …. بچه کاتب

نوشته شده توسط bachekateb

می 25, 2008 at 7:13 ب.ظ

ارسال شده در وقایع اتفاقیه

اداره ثبت تهران

با 3 دیدگاه

 سلام وصد سلام ميبينم عجيب اين وبلاگ مورد علاقه دوستان قرار گرفته و ممنون از نظراتي كه روي اين وبلاگ گذاشتين واقعا دست مريضا . بگذريم القصه امروز با وجود هزاران گرفتاري اعم از فاميلي و كاري و كفالت و غيره راهي ثبت تهران شدم با صحنه جالبي روبرو شدم يكي از دوستان دانشگاهي رو ديدم كه دنبال كاراي سردفتريش بود ، از اين جديد التاسيسها ، اول اينكه پرونده اين بنده خداها رو روميز بايگاني بصورت فله ريختن و اگر بخوان پرونده اي پيدا كنن بايد خودشون بگردن يعني فعلا ميگن ول معطل هستين تا ببينيم آقا چه تصميم ميگيرن . بعد هم اگر يك امضاء بخوان بايد هفت خوان رستم رو طي كنن چون تنها كسي كه حق امضاء براي اين افراد را دارند آقاي قصري رئيس بازرسي است . مشكل ديگه اين است كه بايد هر كس كارت خدمتي خود را از يگان مربوطه اش خودش استعلام بگيرد كانون سردفتران هم كه ميگه اين آشي است كه خودتون پختين ( به ثبت ) عمرا اگر من نظريه مشوررتي دادم .. خود عزيزاني رو هم كه من دارم ميبينم 70% از پذيرفته شدگان اين كاره نيستن و فقط به عشق امضاء و ماهي 10 ميليون تومان پا به اين بدبختي دارند ميگذارند كه عاقبتشان ميشه آقاي ج… سردفتر مرحوم 38 تهران  اين دفتر دفتر 38 هم به كسي وفا نميكنه نميدونم چرا ؟؟؟ اول از همه ميرعارفي رو بد بخت كرد و بعد مير عارفي آقاي ج – ح را بد بخت كرد و بعد هم كه ج.. خودكشي عرفاني خودشو به انجام رسانيد . مع الوصف خلاصه داستان از بحث دور نشيم ولي انصافا خانم خوشرو در ثبت بسيار انسان خوشرويي است وبا احترام با اين سران دفاتر آينده برخورد ميكند اين بنده خدا دوست فرهيخنه و دانشگاهي بنده يك پاراف براي يك نامه ميخواست كه به ماشين نويسي ببره ( امضاي نهايي خير امضاي اوليه ) بعد از كلي منتظر شدن ازدوستاني كه سلام و عليكي داشت خواست كه يك فكري برايش بكنن گفتند بايد خانم قرباني دستور بدهد التماس خانم قرباني كرد نامه را امضاء نكرد كه نكرد جالبي مطلب اصلا اين نيست كه كار بد بود يا خوب و يا اين خانم را زير سوال نميبرم بلكه فقط در اين تعجبم كه چه دستوري در ثبت تهران صادر شده كه فقط آقاي قصري است كه بايد اين نامه ها را پاراف كند خلاصه گرفتن يك نامه از اداره ثبت تهران يك ساعت بطول انجاميد خدا رحم كنه به اين ملت بدبخت و دادگستريها كه  بعد از 2 سال چه جوري بايد جواب اسناد تنظيمي  اين سردفتران آزمايشي را بدهند ….. بچه كاتب

نوشته شده توسط bachekateb

می 14, 2008 at 2:20 ب.ظ

ارسال شده در وقایع اتفاقیه

بحث آغازين

بدون دیدگاه

بنام خدا

خوب راستش فعلا دارم سر وكله ميزنم ببينم چه جوري ميتونم با اين آرم و علائم و نشانه ها در اين وبلاگ كنار بيام تا اونجوري كه ميخوام صفحه را درست كنم . خوب كلاس آي سي دي ال اجباري هم فايده نداره با اين تكنولوژي غربي مرگ بر امريكا ( رايانه يا يارانه بالاخره بابا كامپيوتر ) به اين راحتي ها هم نميشه كنار اومد . از بحث تكنولوژي و مرگ بر اسرائيل كه بگذريم اين اواخر شايعات داغي در رابطه با افزايش تعداد دفاتر اسناد رسمي (زياد شدنش كه شايعه نيست ) ولي حاشيه گرفتاري كانون سردفتران و امور اسناد و غيره هم در ميان است . آقا چپ و راست مسيج ببخشيد پيامك مياد كه بياين فلان گردهمايي براي مشكل ازدياد دفاتر اسناد رسمي با حضور اساتيد فرانسوي و فلان كسك دانشگاه شهيد بهشتي و تهران و غيره يا از دفتر صدوخورده اي يه آقايي با لكنت زبان آدم و دعوت ميكنه كه آقا خوشحال ميشيم تشريف بياوريد جلسه اي است پيرامون …. .

بابا والا انقدر نبايد زور زد قسمت رو نميشه تغيير داد اين مشكل بر ميگرده به گذشته دور و استفاده دو پهلو از قانون دفاتر اسناد رسمي كه هر جاش وآقايون تمايل دارند خوب و مامان و نازنازي ميدونند و قابل اجرا و هر جاش هم كه ممكنه به نفع دفاتر اسناد رسمي باشه مثل ماده 5 ويا امثالهم اصلا در قانون انگار خودكشي كرده و اين ماده بر خلاف قانون وشرع شناخته شده است . اين بحث جالب ادامه دارد …. فعلا وبلاگ و دارم امتحان ميكنم يك . دو . سه امتحان ميكنم . بچه كاتب .

نوشته شده توسط bachekateb

می 13, 2008 at 5:52 ب.ظ

ارسال شده در وقایع اتفاقیه